الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

202

الخصال ( فارسى )

بخواند ولى بر خود جاده كه محل رفت و آمد است نماز نكند و اما در حمام به هيچ وجه نماز نخواند ولى در رخت كن عيب ندارد زيرا حمام نيست و اما در سر سوراخ مورچه نماز نكند چون كه مورچه‌ها او را آزار مىكند و از نماز باز ميدارند و اما در خوابگاه شتر نماز نكند مگر در صورتى كه بر بار و بنه خود از دزد بترسد كه در اين صورت عيب ندارد و همان جا نماز بخواند ولى نماز در آغل گوسفندان عيب ندارد ، در راه آب هيچ گاه نبايد نماز بخواند زيرا ممكن است در حال نماز آب بيايد و او را بگيرد . اما غدقن از نماز در نمكزار اختصاص به پيغمبر و امام دارد و غير آنها در صورتى كه محل سجدهء خود را خوب بكوبد كه پيشانى در آن پا برجا شود عيب ندارد ؛ اما برف در صورتى كه كسى مضطر شد بر آن نماز بخواند جاى سجده را بكوبد كه پيشانى بر آن پايدار شود اما وادى ضجنان ( كه نزديك مكه واقع است ) و واديهاى ديگر امثال آن وادى هيچ كدام نماز خواندن روا نيست زيرا كه آنها جاى مارها و شياطين خواهند بود . شرح - اين حكم نسبت بحمام و محل مورچه و شتر خان و وادى ضجنان محمول بر كراهت است ولى راجع بموارد ديگر ممكن است راجع بشرطيت استقرار و از اتمام صلاة باشد و منظور حرمت وضعى باشد . 16 - ده كس به بهشت نميروند - رسول خدا ( ص ) فرمود كه خداوند بهشت را آفريد آن را از يك خشت طلا و يك خشت نقره آفريد و ديوارهايش را ياقوت و سقفش را زبرجد و رنگش را لؤلؤ و خاكش را زعفران و مشك بسيار خوشبو آفريد و به او فرمان داد كه سخن بگو عرض كرد خدائى جز تو نيست كه زنده و پاينده‌اى هر كس در من آيد همانا خوشبخت است خداى عز و جل فرمود بعزت و بزرگى و جلال و والائى خودم سوگند كه در بهشت نميرود دائم الخمر و متكبر و سخن چين و ديوث و مأمور شهربانى و مخنث و كفن دزد و گمركچى و قاطع رحم و قدرى . در روايت ديگر بعد از متكبر و عاق شديد السواد را ذكر كرده . مصنف اين كتاب گويد :